logo
  • چه جمعه هاكه يك به يك غروب شد نيامدي

    چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

    براي ما كه خسته ايم ودل شكسته ايم، نه / ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي/ تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نيامدي.

  • السلام عليك ياأباعبدالله

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا

    سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم

۰
??? ????
۲۹اردیبهشت
بسم الله خیرالاسماء

 

کسانى که [مى‏خواهند] خداوند و پیامبر (و اهل بیت) او را “برنجانند”، خداوند در دنیا و آخرت ایشان را لعنت مى‏کند و برایشان عذابى خفت‏بار آماده ساخته است‏. احزاب – آیه ۵۷

وسایل الشیعه، جلد ۲، ص :۵۹۳ :” کسى که به خاندان پیامبر صلى الله علیه وآله بى احترامى کند از لعنت شدگان است “.

باز ندای شیطانی و پلید استکبار جهانی و دشمنان قسم خورده ی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران این بار از گلوی هتاک بی شرمی به نام “شاهین نجفی” هوای انسانیت را آلوده و با توهین به ساحت مقدس امام هادی علیه السلام ، قلب حضرت ولی عصر (عج) و جان پاک شیفتگان ائمه ی اطهار علیهم السلام را مملو از درد و غم نمود .
اینک در آدینه روز هفته، روزی که متعلق به دردانه ی حضرت زهرا(س) است با تاسی به ساحت مقدس آن حضرت اعضای سایت ایننرنتی تمیشه برائت و انزجار خود را از این عمل سخیف و شنیع، اعلام و برای مجری حکم ارتداد این محارب خدا تا تاریخ شهادت امام هادی(ع) مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ ریال جایزه تعیین می نماید. هرچند مبلغ این جایزه کم است اما گامی است جهت پاسخ به ابلهان تا بدانند با مشتی خاک نمیتوانند خورشید را خاموش کنند.

دشمنان زبون اسلام و انقلاب بدانند که دست یازیدن به این حربه های کثیف، تنها عمق عصبانیت و خشم آنان از نظام اسلامی ایران و از نهضت بیداری جهان را بر همگان اثبات می کند و همین سرزنش برایشان کافی ست که به فرموده ی سکاندار کشتی بزرگ انقلاب امام خمینی (ره) از دست ملت ما عصبانی باشند و ازین عصبانیت بمیرند چرا که ملت بزرگ ایران همراه و همصدا با مسلمانان جهان با عزمی راسخ و پایدار بر اصول مقدس اسلام، دام سست عنکبوت صفتان را از هم گسسته و شرنگ تلخ ناامیدی را در گلوی ناپاکشان خواهند ریخت .

شاهین نجفی بداند آرزوی داشتن یک زندگی راحت تا حد نوشیدن یک فنجان چای را حتی در منزل خود برایش محال خواهیم ساخت. سربربالش آرامش ازین به بعد برایش حرام خواهد بود و بداند سربازان گمنام امام زمان(عج) تا نابودی روحی و جسمی وی خستگی را حس و تجربه نخواهند کرد

به امید ظهور

اعضای سایت اینترنتی تمیشه

[تصویر:  b7594703df91.jpg]

نظر دهید
continue
۱۲
??? ????
۱۲اردیبهشت

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
محبت اکسیری است که با آن می توان ماهیتها را تغییر داد و منقلب کرد. محبت مبدأ آفرینش موجودات نیز هست.در حدیث قدسی خداوند می فرماید: گنج پنهان بودم پس دوست داشتم معروف شوم و مردم مرا بشناسند، لذا خلق را آفریدم تا آنها مرا بشناسند.
محبت هدف آفرینش است.کمال مطلوب انسان در آفرینش نیز عبادت و بندگی است. هدف از خلقت موجودات علم انسان است. این عبادت و علم در تسبیح و تقدیس خداوند ظهور می یابد.تقدیس و تسبیح که بندگی خداست بدون دانائی و شعور امکان نمی پذیرد واین تسبیح و تقدیس همان است که هدایت نام گرفته است، و این هدایت عام به سوی محبوب همان آئین موجودات است.
در احادیث آمده است که دین،حبّ و بغض است.
فضیل بن یسار گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مهر وکین پرسیدم که آیا جزو ایمان است؟ فرمود:آیا ایمان چیزی غیر از دوستی و دشمنی است؟ پس این آیه را تلاوت فرمود که: ایمان را محبوب دلهای شما قرار داد و برای شما تزیین فرمود کفر و گناه و سرکشی را ناپسند شما ساخت. آنان که چنین باشند هدایت شدگانند.
وقتی محبت پیدا شد تلخ را شیرین می کند. عربها می گویند:زدن دوست مثل مویز شیرین است.
محبت درجاتی دارد که بالاترین درجۀ محبت ،آن است که مُحب اصلاً خودش را نمی خواهد بلکه محبوبش را می خواهد.خودش را هم برای محبوبش می خواهد.محبت موجهایی دارد و هرموج آن اثری دارد. مُحب به درجه ایی می رسد که از اسم محبوبش لذت می برد.
قلب انسان کانونی است که شعله های عشق ومحبت ازآن ریشه می گیرد. یکی از بزرگترین احسانهای امامان بزرگوارمان تألیف قلوب مومنان وعاشقان است.از وظایف مهم امام و پیشوای معصوم ما بیدار کردن فطرتهای خفته می باشد. الفت دادن قلوب پراکندۀ دوستان به یکدیگر از شورآفرین ترین و نیکوترین احسانهای امام هر زمان است، و شعلۀ محبتها و دوستی هایی که در پرتو عشق این پاکان زبانه می کشدبسیار دیرپا و عمیق است.
از نشانه های گویای این نکته آن است که هر چه محبت محب نسبت به محبوب بی همتایش بیشتر وشدیدتر باشد ،نسبت به سایر دوستان محبوبش نیز بیشتر عشق می ورزد.
بی شک دورافتادگان این کوی و بی خبران از وادی قرب و ولایت از این احسان نصیبی جز حرمان نخواهند داشت. واضح است که در دیدارهای بدون حجاب و در ملاقاتهای مستقیم آن چنان آتش سوزان سراپای عاشق را فرا می گیرد که تمام هستی او را طعمۀ حریق می سازد و آن چنان حرارتی در دل او می افکند که پروانه وار و دیوانه وار اورا شمع فروزان خویش خوانده ،اسیرش می شود.

بلبل نیم که بر سر هر گل نوا کنم
گل نیستم که درد دل را دوا کنم
پروانه نیستم که بسوزم به شعله ایی
شمعم تمام سوزم و جان را فدا کنم


۱۲ دیدگاه
continue
۱۱
??? ????
۵اردیبهشت

[تصویر:  1_gt7mmwbav9ui8fd4lx0p.jpg]
به مناسبت ایام فاطمیه بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در مورد جایگاه و فضائل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها.

اطلاعات فایل دریافتی :
[تصویر:  download.gif] دانلود -
[تصویر:  download.gif] دانلود۲ -
سخنان شهید مطهری در مورد فاطمه زهرا (س)

نوشته هاس دکتر علی شریعتی در مورد حضرت فاطمه

فاطمه فاطمه است

خواستم از “بوسوئه” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزى در مجلسى با حضور لوئى، از “مریم” سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مریم را بیان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بکار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندى هاى اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهاى همه در طول این قرنهاى بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت هاى مریم را باز گویند که:
“مریم مادر عیسى است”.
و من خواستم با چنین شیوه اى از فاطمه بگویم، باز درماندم:
خواستم بگویم:
فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه همسر على است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است. “
برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه است

۱۱ دیدگاه
continue
۸
??? ????
۲۸فروردین

تمام زندگیش وقف انقلاب شد. خودش هم می گوید از طرف جهاد رفتیم بیل بزنیم، دوربین به دستمان دادند. فرقی نمی کرد. باتمام وجود خودش را وقف انقلاب می کرد و آن چه از او انتظار می رفت انجام می داد. زمان جنگ ایشان را خیلی کم در خانه می دیدیم. هر چند شب یک بار. تمام دغدغه ذهنیش جنگ بود.
[تصویر:  249257.jpg]
خانم امینی! در ابتدای گفت وگو از خودتان بگویید. 

مریم امینی هستم. متولد سال ۱۳۳۶٫ تحصیلاتم لیسانس ریاضی و علوم کامپیوتر.

آشنایی تان با آقا مرتضی چگونه بود؟ 

قبل از ازدواج، آشنایی چند ساله با هم داشتیم. من ایشان را می شناختم. از سن ۱۵سالگی تا نوزده بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید.

خانواده ها با این ازدواج موافق بودند؟ 

خانواده من مخالف بودند، ولی برای من مشخص بود که این زندگی مشترک باید شروع شود. صورت دیگری برای ادامه زندگی نمی توانستم تصور کنم.

چرا؟ 

به خاطر این که از همان ابتدا مرتضی برای من حالت مراد بودن را داشت. رد و بدل کردن کتاب های خوب؛ شرکت در سخنرانی ها و کنسرت های موسیقی دانشکده هنرهای زیبا که ایشان آنجا درس می خواندند؛ در واقع ایشان راهنمای کاملی برای من بودند.

این موقعیت، یعنی مراد بودن، تا کدام مرحله از زندگی ادامه داشت؟ 

برای همیشه حفظ شد. این رابطه، شیرازه اصلی زندگی ما بود. البته گاهی چهر ه این موقعیت به خاطر تحولات فکری تغییر می کرد. گرایش های ایشان بعد از انقلاب کاملا تغییر کرد. به تبع ایشان، این تغییر در من هم اتفاق افتاد، ولی نسبت برقرار بین من و ایشان همواره ادامه پیدا کرد تا شهادتشان. تا بعد از آن بود که فرصتی پیدا کردم تا برگردم و به نسبت جدید نگاه کنم و ببینم درباره ی امروز چه می شود گفت.


۸ دیدگاه
continue
۲۷
??? ????
۱۷فروردین

السلام علیک ایها الصدیقه الشهیده…
بابا موهای مادر ،میون شعله سوخته

پهلوی مادرو میخ، انگار به دیوار دوخته

بابا ببین که مادر ،خورده زمین پشت در

پاشیده روی دیوار ،خون از پهلوی مادر

وقتی مادر راه میره، بابا نگاه کن ببین

کنار پای مادر، خون میچکه رو زمین

صدای آه مادر ،میون آتش و دوده

گمون کنم برای ،پهلو شکستنش بوده

یه عمره تو مدینه، بابا خونه نشینی

آخه مادر چرا گفت، یا فضه خذینی

اینجوری که میخ تو ی،پهلوی مادر خورده

گمون کنم که بابا ،دیگه داداشم مرده

زینب دلش میسوزه ،بابا اشکات رو پاک کن

دور از چشای مادر ، داداش محسن رو خاک کن

زندگانی حضرت فاطمه ( س )  در ادامه مطلب

۲۷ دیدگاه
continue
۱۸
??? ????
۱فروردین

 

سلام آقا خوبی آخرین جمعه سال آمد و رفت و شما نیامدی 

 به پایان رسید سال ۹۰ اما این دل آسوده نگشت

کجایی آقا هر جمعه چشم انتظار بودیم  گفتند شب جمعه به کربلا میرید آقا میدانم چشمان ناپاکم لیاقت دیدن شما را ندارد اما در شب جمعه کربلا خیلی دلم سوخت. روضه های ابوالفضل(ع) را میخوانیم با عشق و سوز   و  چشم به راهتان هستیم.

آقا این عیدم  لیاقت نداشتم کنار شهدا باشم اینطوری سیاه شد دستم به قلم نمیرود در وبلاگم بنویسم گفتم با شما درددل کنم آقا جان قبل از نوشتن درددل شما میدانید دردلم چه میگذرد وچقدر سخت است درددل کردن با شما.

اقا جان سال ۹۰ خیلی سخت گذشت نعمتی بود برای بصیرت اما خودت میدانی چه گذشت.

آقا جان دلهای بی قرار شده است خودت میدانی چه میگذرد بر پیروان راه حق و ولایت.

آقا جان عید بی شما عید نیست و  عید یعنی ظهور منجی عالم تاب.

آقا جان سال ۹۱ چشم انتظاریم تا بیایی .

تحویل نمیگیرم…
سالی را که بدون حضور تو تحویل شود…

[تصویر: 84083156135810883245.jpg]

 

تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.

«غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف میدهند

 

 

آه می کشم تو را، با تمام انتظار             

                پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار

در رهت به انتظار، صف به صف نشسته اند             

         کاروانی از شهید، کاروانی از بهار

      ای بهار مهربان! در مسیر کاروان           

              گل بپاش و گل بپاش! گل بکار و گل بکار!

بر سرم نمی کشی دست مهر اگر، مکش       

      تشنه محبتند، لاله های داغدار

دسته دسته گم شدند، سهره های بی نشان      

      تشنه تشنه سوختند، نخل های روزه دار

می رسد بهار و من، بی شکوفه ام هنوز         

          آفتاب من، بتاب! مهربان من، ببار

 لحظه تحویل  سال دعا برای فرج رو فراموش نکنیم . . . صلوات

 


۱۸ دیدگاه
continue
۱۷
??? ????
۱۴اسفند


به این چهره‌ها نگاه کنید و به چهره‌هایی که هر روز از کنارتان رد می‌شوند. چهره‌هایی که از کنار ما رد می‌شوند با اینکه ظاهرا در رفاه بیشتر به سر می‌برند اما انگار همیشه از چیزی رنج می‌برند. خیلی فرق نمی کند از چه چیزی. مثلا قسطشان عقب افتاده یا درآمدشان کم است. ماشینشان خراب است یا کلاهشان را برداشته‌اند. مریض هستند یا مریضداری می‌کنند. بلیت سفر گیرشان نیامده یا بلیت مسابقه فوتبال! کسی به ماشینشان زده یا پلیس جریمه شان کرده. یا … و هزار مشکل و رنجی که تمامی ندارند.

اما لطفا ۲۲ ثانیه وقت بگذارید و به این عکس نگاه کنید…

[تصویر: 2522624710182799018324592619011188114.jpg]

اینها ۲۲ نفر از رزمندگان عرصه عشق و جوانمردی هستند. لازم نیست هیچ کدام را بشناسید. تنها به آرامش و شوقی که در چهره این جوانان غیور دیده می‌شود تامل کنید. آن وقت از برکت این نگاه‌های آسمانی بهره‌مند خواهید شد.

اینها هم زندگی را دوست ‌داشتند. آرزوی مدارج بالای تحصیلی هم داشتند. از داشتن خانه و ماشین هم بدشان نمی آمد. حتی برخی از اینها زن و بچه هم داشتند اما وقتی دیدند به آب و خاکشان تجاوز شده، در خانه نشستن را ننگ دانستند، جان با ارزش خود را به دست گرفته و مردانه به دفاع از ناموس و دینشان پرداختند.

اینها سبکبال و رها به استقبال شهادت رفتند تا چراغ خانه ما روشن بماند.

این عکس پیش از عملیات بدر در سال ۱۳۶۳ گرفته شده است.

شهدایی که در این عکس دیده می‌شوند:

محمدحسین اکرمی، محمدی قاری قرآن، فرج اله پیکرستان، محمدرضا صالح نژاد، حسین غیاثی، عبدالرضا شریفی پور، حمید کیانی، حسین انجیری، مصطفی معیری، سعید سعاده، امیر پریان، محمود دوستانی و عبدالمحمد خیرعلی مشاک.


۱۷ دیدگاه
continue
۱۳
??? ????
۶اسفند


[تصویر: AHKDV10.jpg]
ا
سردار شهید تقی کیانی _ خطه گلستان
اول فروردین ۱۳۳۵ در روستای “ولاغوز”در شهرستان کردکوی به دنیا آمد. سومین فرزند خانواده کیانی بود. پدرش کشاورزی و کارگری می کرد و زندگی سختی داشتند. تمام اعضای خانواده مجبور بودند برای امرار معاش و گذراندن زندگی کار و تلاش کنند.

تقی در این شرایط سخت زندگی رشد کرد و به سنی رسید که باید به مدرسه می رفت اما او دوشادوش سایر اعضای خانواده کار می کرد تا کمک باشد برای گذران زندگی سخت وطاقت فرسای آن روز موفق تحصیل نشد.

مادرش دربارۀ کودکی او می گوید: “کودکی آرام بود و بیشتر به خواهر بزرگ ترش علاقه داشت. یک بار دست او با آب جوش سوخت و از پس از آب داغ خیلی می ترسید و به آن نزدیک نمی شد.”


۱۳ دیدگاه
continue
۱۸
??? ????
۲۶بهمن

 

این نوشته های یک طرفدار سر سخت جنبش سبز است

http://www.aynaammar.ir/uploads/editor/images/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2.jpg

 

سلام…دیروز ۲۵ بهمن بود.روزی که قرار بود ما (سبزهای آزادی خواه) در نقاط مختلفی از کشور و تهران تجمعات اعتراض آمیزی داشته باشم و به شعار دهی و این حرفا بپردازیم…حالا کاری ندارم کودوم خری این پیشنهاد مضحک رو داده بود.چون مردم سه روز پیش از راهپیمایی اومدند و حسابی داغ هستند و از طرفی هم کلی صدا و سیما و رسانه ها این راهپیمایی نه چندان بزرگ مردم رو خیلی بزرگ نشون داده بودند و از طرفی هم شبکه های وابسته به متحدین خارج نشین ما مثل بی بی سی و سی ان ان و … اقرار به بزرگیش کرده بودند…


حالا این هیچ…بگذریم کی این پیشنهاد  رو داده بود.بنده چون در این حضور سبز جوونای (مثلا) انقلابی حضور داشتم میخوام شرح ما وقع رو بنویسم.برا همین اول اول اولش چن تا نکته ی مهم رو میگم تا سو تفاهم نشه.ضمنا هر کی خواست یا منو توجیه کنه یا رد دوستی بزنه یا سکوت کنه.اما نکات مهم قبل از شرح ماوق جریان:
۱- من رویا مبارز همیشه سبز هستم.یه بار تا حالا مسدود شدم و ای دی های دختر سبز کلوب و شیطون سبز و بهنوش در سبزه زار مال من بود.اونایی که منو میشناسن میدونن که از اول در این جبهه مقابل بی عدالتی و اینا واستادم.
۲- هر کی بهم اتهام بزنه که این با این حرفاش ماموره و بسیجیه و همچین خری؛غلط کرده.چون هیچ کودوم نیستم.من یه مبارز هستم که با تفکر صحیح و عدم قرائت دروغ از وقایع حقیقی کار میکنم.بنابراین حق تلخ است.
۳-میتونید جوابمو بدید یا هر کاری که دوست دارید بکنید.من حرفمو میزنم.بی تعارف.بسه تخیل و توهم.


اینا رو خوندید؟؟؟
خوب حالا اصل جریان دیروز در خیابان انقلاب و چهارراه ولی عضر تهران که بودم:
حدودای ساعت ۴ خیابونا مث همیشه نبود.خیلی خیلی شلوغ بود.انگار یه کارایی میخواست بشه.من بیشعورم که مغزم از وعده ی انقلاب و شلوغ کاری پر شده بود خوشحال خوشحال بودم.منم مثل همه ی جوونای دیگه تابلو نبودم.عادی عادی بودم و باز مثل همه ی جوونای دیگه فقط راه میرفتم.از این سر تا اون سر خیابون انقلاب.
رفته رفته شلوغ تر میشد و دیگه بجایی رسید که فقط یه جرقه برا انفجار کافی بود…
حیف و حیف و حیف…. یه مرد تو اون همه جوون پسر پیدا نشد.یعنی هیشکی جرات نداشت.خداییش دیگه شرمم میشه بگم منم سبزم بس که این جماعت سبز دیروزی که دیدم بی عرضه و ترسو بودند.یعنی حالم از این روش تظاهرات بهم خورد.یه مشت دختر بی فرهنگ و هوسی و شهوتی که معلوم بود اومدند برا پیدا کردن شریک جنسی و روابط نامشروع به همراه یه گله پسر که باید حسابی دقت میکردی تا بفهمی پسر هستند نه دختر؛ تو خیابون داشتن عنر عنر راه میرفتند و با هم لاس میزدند…
یعنی انقلابا اینطوری به پیروزی میرسند؟


منو بگو دلم خوش بود به این که میرم یه راهپیمایی با دوستانم که در یک دایره ی سیاسی و یک خط فکری هستیم…
بابا الان که چیزی نشده بود و قرار بود راهپیمایی بشه شما دارید لاس میزنید.برید جبهه معلوم نیست چه غلطی بکنید …
مگه فساد و شهوت با انقلابی که مبانی اصلیش اراده و مصمم بودن در راه هدف هست همخوانی داره؟
یعنی چی رو کردی تو خیابون به من میگی خوشکله دنبال دوست پسر میگردی؟یعنی خداییش همه ی اینا برا این کار اومده بودند؟؟؟اقا این رهبر محبوس ما موسوی مگه مسلمون نبود؟مگه دوشا دوش خمینی(مردی که برای من اسطوره ی اراده و قدرت هست) نجنگید؟مگه در حرفاش التزام به اسلام رو نگفت؟
خوب بوزینه چرا میای در ملا عام دست به کاری میزنی که نیروهای امنیتی هم تحریک بشند و….
بگذریم….
میدونی بیشتر چی منو میسوزونه؟


۱۸ دیدگاه
continue
۱
??? ????
۲۶بهمن

 


[تصویر: thumbnail.php?file=Labbaik%2027.jpg&...icle_large]

حاج رضوان یا همون شهید مغنیه مرد استوره ای بچه های حزب ا…

عکسش یک ماه بعد از شهادتش تا کنون روی میز کامپیوترم قرار گرفت .

این اواخر دیگر مثل قبل مخفی نبود مخصوصا بعد از رفتن به حج شناسایی شده بود و ردیابی میشد

یادش گرامی روحش شاد

[تصویر: IMG_6097.jpg]

زندگی نامه حاج رضوان ادامه مطلب


یک دیدگاه
continue
اَللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلا

چه انتظار عجيبي !
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
rss
rss


سکوت دل، گاه نوشته های یک منتظر ظهور است.

حق کپی‌رایت برای سکوت دل محفوظ است.